یه ترانه ی فوری و بدون ویرایش بعد از مدتها :
چشمای تو خیره به چشم منن
هوش و هواست نمیدونم کجاس
دست تُ تو دستای من گرم شده
گرمی قلبت ولی سهم کیاس؟
عطر تو اون عطر همیشگی نیس
رنگ چشات این دفه آبی تره
از اولش سکوت کردی اینبار
منتظری که زودتر بگذره
من از سکوتت همه چیو خوندم
برای دل کندن ازم حاضری
نگاهِ به ساعت دستت یعنی
زودتر از گذشته میخوای بری
تصور کافه ی بی تو سخته
روزای زندگیمو کاهش میدم
بدون تو اینجا میشینم اما
واسه تو هم قهوه سفارش میدم
+ نوشته شده در چهارشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۱ ساعت 23:22 توسط سعید غلامی
|